
راه در جهان يكی است و آن راه راستی است
شعر: داریوش حاجبی
ای تو دریای محبت، ای گل سرخ امید
تو فقط زاده ی دنیای بهشت آیینی!
ای سرا پا همه جا عشق ای رگ بودن من
تو خود عشقی که هر لحظه به جان شیرینی!
نازنینا!
وقتی هر لحظه که سیمای تو آید به میان
میدرخشد ز چراغ شبنم دریایی
بارش نور به عروس باغ گلهای بهشت
لاله رویا!
که فقط تو - تو خود باغ گل نسرینی!
رور و شب گل شکفد در دل هر چشمه ی آب
گر تو مستانه لب چشمه ی آب بنشینی!
نه کسی دانسته اما نه کسی میداند
اسم گمنام مرا در قفس تنهایی
ای همه پاک تر از شبنم و آوازه ی گل
تو یی که چهره ی غمگین مرا میبینی!
تا به عطر گل یاس و مرز دریایی نور
نازنینا ! تا ابد قلب مرا تسکینی!