ترانه سرا: داریوش حاجبی
سرخ پوش
دلم یه خونه ی خالی کنار غصه ها در بند
من و دریایی از پرسش میون گریه و لبخند
به جرم اینکه انسانی نفس در سینه زندونه
از آزادی سرخ پوشان کسی شعری نمیخونه
به جرم اینکه انسانم از آزادی نمیدونم
برا شکفتن جانم ترانه ای نمیخونم
من و یه مادر غمگین یه شعر و قصه ای غمناک
من و یه تن پوسیده میون قلکی در خاک
من و یه ریشه و آیین یه پاره پیرهن از بارون
در انتظار مرگم باش تو آتشگاهک زندون
به جرم اینکه انسانی نفس در سینه زندونه
از آزادی سرخ پوشان کسی شعری نمیخونه