گرمی دست تو
نور و تاریکی چیه نور اگه نور نیست؟
قفل و زنجیر کدومه وقتی که زور نیست؟
تو که دنبال رهایی پرمیگیری
میبنی دشمنت از دست تو دور نیست!
حرف تو برای من تازه ترینه
گرمی دست تو خاک سرزمینه
خوب و بد چیه اگه خوب دیگه خوب نیست؟
معنی زمزمه های بی سخن چیست؟
توی دستهای تو آزاده حقیقت
واسه آزادی تو مردن من چیست؟
حرف تو برای من تازه ترینه
گرمی دست تو خاک سرزمینه
غم آواره گی و غربت مردم
معنی تازه گی و شاخه ی گندم
تو ترانه های بارون زده مردن
حسرت دیدن یک مادر رو خوردن
حرف تو برای من تازه ترینه
گرمی دست تو خاک سرزمینه
ترانه سرا: داریوش حاجبی
نعره کن
نعره کن ای فرخ من نعره هات همخونه بامن
روح پر پر زده ی تو از وطن میخونه با من
ای تو آرش صداقت از تنم رها تری
نعره کن تا بی نهایت توشب نیلوفری
نعره کن ای مازیار ه قصه ی تاریخی من
شب ویرون شدنم شد شب با تو زنده بودن
حس بیگانگی تو حس یک در خود شکن بود
پرچم سرخ غرورت بابک قیام من بود
ای تو آرش صداقت از تنم رها تری
نعره کن تا بی نهایت توشب نیلوفری
با تو من بیگانه نیستم با تو من همخونم امشب
با تو کاوه ی رهایی آرش گلگونم امشب
ترانه سرا: داریوش حاجبی
اگه دلتنگی بمیره
گریه با من همنفس شد وقتی اشکاتو میدیدم
بار تنهایی رو بی تو روی شونه میکشیدم
اگه دلتنگی بمیره
آسمون ستاره بارون میشه با تو
غصه پر میگیره میره
خنده رو لبم فراوون میشه باتو
لحظه یک لحظه قفس شد وقتی شب مونس من بود
سایه ی شب رو لباسم واسه من مثل کفن بود
چیه سهم من از این عشق که غمش قد یه کوهه؟
موندنت برای شعرم چه عزیز و با شکوهه!
هر چی هستی تو عزیزی مهربون ترین کس من
عطر تن پوش کلامت تا ابد همنفس من
اگه دلتنگی بمیره
آسمون ستاره بارون میشه با تو
غصه پر میگیره میره
خنده رو لبم فراوون میشه باتو
این جدایی تا به امروز جونم و به لب رسونده
خنده های دلنشینت من و سوی تو کشونده
من تو چشمات خونه ساختم خونه ای با خشت اشکام
تو همونی که میبینم همیشه تو خواب و رویام
اگه دلتنگی بمیره
آسمون ستاره بارون میشه با تو
غصه پر میگیره میره
خنده رو لبم فراوون میشه باتو


