ترانه سرا: داریوش حاجبی
محروم
هر روز یه درد تازه ایی هر روز لباس غم به تن
تو بانگ شب زندونیه فریاد تو - فریاد من
هر کی به فکر نون شب هر کی به فکر کارشه
نمیدونه فردا کدوم دردی در انتظارشه!
هم زخمی از گرسنگی هم زخمی از بیگانگی
دلسوخته ایم از حسرت یکرنگی و یگانگی
محروم از آرزوی خویش با وعد ه های بی ثمر
در حسرت خوش نامی و پا توی راه پر خطر
هر روز یه تکرار از شب ه گذشته ی تلخه منه
فقط یه راه مونده هنوز به یکدیگه پیوستنه
ترانه سرا: داریوش حاجبی
شک میکنم
شک ميکنم که من منم شک ميکنم به بودنم
اما هنوز سنگ تو رو دارم به سينه ميزنم
برای ديدن تو من پاره دهنده ميشوم
روی لب بسته ی تو يه گل خنده ميشوم
روييده ام در روی خاک باریده ام هزار هزار
تو قلب من تازه شده اندیشه های ناگوار
دل بسته اما نا امید تن خسته اما جون به لب
فردای من در انتظار در انتهای خط شب
شک میکنم که زندگی همراه فریاد منه
این حرف و من نمیزنم زندگی داره میزنه
شعری که تو کتاب تست شعر گلایه وار نبود
غمم یه حرف کهنه نیست سایه ی بی غبار نبود
برای دانش بعضی از دوستا ن کوچه ی شعر:
پاره دهنده یا پاره دهندا به معنی راشی ذکر میشود. به فرهنگ فارسی دکتر محمد معین مراجعه شود! با سپاس!
ترانه سرا: داریوش حاجبی
مگه جرمه؟
جرم تو چیه اگه گلایه داری حس باریدن یک ابربهاری؟
حالا که خونتو تاریکخونه کردن تو میخوای قد یه آسمون بباری
مگه جرمه نیت دوباره کردن
شب و یک دریایی از ستاره کردن
مگه جرمه؟ مگه جرمه؟
مگه جرمه توی دست مداد رنگی یایه تصویری از آبشار حقیقت؟
به ستاره های زیبا تکیه کردن همصدا با یک هوادار حقیقت؟
مگه جرمه نیت دوباره کردن
شب و یک دریایی از ستاره کردن
مگه جرمه؟ مگه جرمه؟
مگه جرمه توی دست کتاب حافظ؟ با همه شعرای خوب نفس کشیدن
حرفی از رفتن و مردن ننوشتن خواب شهسوار آزادی رو دیدن؟
یا که از فروغ یه شعر تازه خوندن؟ یا که از سهراب عاشق پیشه گفتن؟
یا خرابه هارو پشت سر گذاشتن؟ از خدای عاشقی همیشه گفتن؟
مگه جرمه نیت دوباره کردن
شب و یک دریایی از ستاره کردن
مگه جرمه؟ مگه جرمه؟
شعر تو طعم گلاب و بوسه داره شور عاشق بودن و برام میآره
روی خاک گر گرفته ی محبت مهر عاشقی رو پیشونی میذاره
موج گریه
واسه تو زندگی خوابه - یه خیاله روز و شبهاش یه کتاب خاطراته
سایه ی پایانی قصه ی عشقی طعم بوسه ی جدایی رو لباته
شعرامو بخاطر تو می نوشتم اشکامو بخاطر تو ریخته بودم
خودم و قربونی عشق تو کردم حالا این قربونی خاک زیر پاته
غم تنهاییم و زیر پا میذارم کوله بار بی کسیم و جا میذارم
بی خیال میشم که انگار دیگه نیستم موج گریه هام و تو دریا میذارم
عکس قلبی روی ماسه های ساحل با امید و آرزو کشیده بودم
از تو توی باغچه ی ترانه ی عشق غنچه ی زیبا تری ندیده بودم


