میبینم مسافرا رو توی جاده های دور
برگای خشک درخت و خونه های سوت و کور
غربت ترانه ی عشق و یه قلب نا امید
موجی از دریای اشک و قطره های اشک شور
کی میشه تا آدما به همدیگه یاری کنن؟
با یه لبخند دل زخمی شونو دلداری کنن؟
میبینم اشکای یک عروسک و توی کتاب
جای خالیه شقایق و توی گلدون خواب
نم نم بارون عشق و توی کوچه های شهر
اشک بچه ماهیای بی گناه و زیر آب
کی میشه تا آدما به همدیگه یاری کنن؟
با یه لبخند دل زخمی شونو دلداری کنن؟
مرگ دریا رو توی کابوس خشک یه کویر
حسرت پرواز و تو چشمای یک عقاب پیر
میشنوم فریاد یک مادر و از پشت قفس
ضربه های تازیانه روی پوست یه اسیر
کی میشه تا آدما به همدیگه یاری کنن؟
با یه لبخند دل زخمی شونو دلداری کنن؟
آخ دلم خوش بود که از پشت در بسته نگاهم میکنی
توی جاده های تنهایی قصه های من پا میذاری
وقتی خورشید توی آسمون غمگین دل من میمیره
توی خواب بیکسی اسمی که خط خورده رو رویا میذاری
دفترم تاریکی ِ سلول سرد زندون و ندید ه بود
روی بغض بیکسی ها خطی از اوج صدات کشیده بود
نگو با شعرای من خواب پرنده ها رو میشه تازه کرد
نگو در سایه ی این پنجره ی شکسته میشه یکصدا نفس کشید
حالا از دست خودم به غربت پرنده ها رسیده ام
نگو با ظلمت من میشه به فردای ترانه ها رسید
دفترم تاریکی ِ سلول سرد زندون و ندید ه بود
روی بغض بیکسی ها خطی از اوج صدات کشیده بود
آخ دلم خوش بود که با سکوت بیصدایی فریاد میزنم
حالا انگار که همه چشماشون و بستن و آزادی بده
اون که میخواست به بهار و اشک بارون صداقت برسه
حالا دست رد به سینه ی دل غمگین بارونی زده
دفترم تاریکی ِ سلول سرد زندون و ندید ه بود
روی بغض بیکسی ها خطی از اوج صدات کشیده بود
Tapesh2012آوازه خوان در خون
Singer in blood فریدون فرخزاد - شاهين نجفى


