جای تو همیشه خالی
رفتنم سایه ی تردید
وقتی رفتی چشم من بود
که غم بارون و میچید
وقتی دلتنگ تو بودم
شب من بی رنگ و تر بود
هر جا موندم بی تحمل
به خیالم یه سفر بود
واژه ی توی کتاب ِ
زندگی یه نقطه چینه
هرجا باشم، هر جا هستم
چشم من تو رو میبینه
اگه دستات مال من بود
سر تو رو شونه هام بود
عطر و از گل میگرفتم
عطر عشق تو باهام بود!
دست ِ تو ازم نگیر و
سر تو بذار رو شونه م
آخرین همسفرم باش
که میخوام پیشت بمونم
تو نگو بهار من رفت
تو نگو که عشق من مرد
گل رنگین ترانه
با زبون بسته پژمرد
وقتی دلتنگ میشی، دریا
پُر ِ از خاطره هامون
روزگارمون خزونه
قفس زمین برامون
تو هزاره ي هياهو
قرنِ نحسيِ مسلّم
ميونِ سيّاره يي كه
واسه من شده جهنّم
انگاري تو آدمكهاش
هيچكسي شبيهِ من نيست
فكر آينه وُ اقاقي
دغدغه ش عاشق شدن نيست
تو خيابوناي اين شهر
وسطِ اين همه مردم
سرِ چارراه شلوغي
كه تو همهمه ش ميشم گُم
خودمُ غريبه با اين
خيلِ آدما ميبينم
اهلِ يك منظومه ي دور
رو زمين تنها ميبينم
وقتيكه زبونِ من رو
كسي حتّا نمي فهمه
وقتي از ستاره ميگم
كسي امّا نمي فهمه
به خودم ميگم كه شايد
منُ به بيراهه بُردن
از يه سیاره ديگه
اشتباه اينجا آوُردن
از يه سيّاره ي دوري ،
كه پُر از آينه وُ نوره
آدماش رنگين كمونن
جنسِ قلبشون بلوره
اما انگار يكي هر بار
ميگه: تقديرت همينه
كيفرِ رؤيا نشيني
هفت تا كفشِ آهنينه
كليپ پرنده مهاجر از آلبوم رگبار با صدای سياوش قميشی
برای دیدن این کلیپ، میتونی موزیک وبلاگ رو کات کنی!


