با حضور واژه های مه گرفته...........سایه ایی نشسته بر دامن ایثار
رد پای غم ِ در هم گره خورده.........رنگ خاکستری بر سینه ی دیوار
رو لب من طعم شور یه سفر بود..........غم تنهایی تو خوردم
شعر من رهگذر کوچه ی غم شد..........به ترانه دلسپردم
بغض تنهایی من مغلوب من نیس..........شعر من همدم تنهایی باده
با تو کم نیس شوق پرواز و پریدن...........با تو رویای پریدنم زیاده
خونه لبریز از سکوت و خالی از نور.........پُر از احساس خیالم
سفره پهن و شب در انتظار فردا.........یه شب رو به زوالم
پشت پلک عکس بارون خنده ای نیس.........اگه اشکهای تو تن پوش تنم شه
بهترین بهانه ی من واسه گریه س............وقتی درد بی پناهی وطنم شه
رو لب من طعم شور یه سفر بود..........غم تنهایی تو خوردم
شعر من رهگذر کوچه ی غم شد..........به ترانه دلسپردم
چه عذابیه برام نبودنت................مگه جز من کسی این و میدونه؟
تو که نیستی فصل پاییزی من..............غزل تدفین عشق و میخونه
زندگی شاید یه درد غربته.............شایدم نگاه بی گناه تست
اگه مهتاب توو شبام در نمیآد..........دلخوشیم چشم قشنگ و ماه تست
زندگی شاید توو قاب لحظه ها..............حس محرومانه ی قلب منه
شاید احساس یه مرد عاشقه...........که غمش سینه ی سنگ و میشکنه
توو گلوم بُغض یه سرزمین سبز...........بُغضی که خالی نمیشه، میدونم
چشم امیدم و باز نمیکنم.............حتا امیدی باشه، نمیتونم
من که از غم تازیانه میخورم...........لبم از قطره آب تر نشده
از همون لحظه که رفتی تا حالا............زخم قلب خسته بهتر نشده
عاقبت رسیدم اونجا که دیگه............تشنه نگاه عاشقونتم
به تو شاید دست من نمیرسه..........اما من تا دم مرگ دیوونتم
ترانه "ای عشق" با صدای فرشته
در تلویزیون ملی ایران قبل از انقلاب
ور نه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟؟؟


