دل من یه روز به دریا زد و رفت.............پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
وقتی در به روی من بسته میشد.............چشماشو بست و به رویا زد و رفت
دل تنهام دیگه یاری نداره
با من و دنیا که کاری نداره
زندگی عشق و هوس نیس واسه من
جای یک ذره نفس نیس واسه من
دل من خسته از آدما شده.........خسته از بازی نامردا شده
رو تنم زخمهای حاشامو ببین........سیل ویرونگر چشمامو ببین
دل تنهام دیگه یاری نداره
با من و دنیا که کاری نداره
زندگی عشق و هوس نیس واسه من
جای یک ذره نفس نیس واسه من
من و این جای هزار زخم زبون............جای پای گریه های بی اثر
آبی از دیار دریا شدم و..........غم یک خونه بدوش دربدر
دل تنهام دیگه یاری نداره
با من و دنیا که کاری نداره
زندگی عشق و هوس نیس واسه من
جای یک ذره نفس نیس واسه من
تا حالا که همدم سفر شدم...........چیزی جز رنج و عذاب من نبود
بوسه ایی که رو لب ترانه نیس...........در ِ تنهایی به روی من گشود
روزه ی سکوت به لب نمیزنه
آینه ای که با تو هم کیش منه
شاخه های تشنه ی بودن من...........توو دل شعر تو ریشه میزنه
تو نگو که از همه غریب تری............بودنت برام نفس کشیدنه
روزه ی سکوت به لب نمیزنه
آینه ای که با تو هم کیش منه
قطره، قطره های خاطرات من............آب و دونه ای برای قصه نیس
بغضی که توی گلو نمیشکنه..........معنی ِ حقیقی ِ همغصه نیس
روزه ی سکوت به لب نمیزنه
آینه ای که با تو هم کیش منه
آسمون گرفته با رفتن تو..............رنگ شب با رفتن تو می پره
خشک ِ رودخونه ی همصدا شدن.........با دلم غم تو همصدا تره
روزه ی سکوت به لب نمیزنه
آینه ای که با تو هم کیش منه
ترانه سرا: داریوش حاجبی
سهم من از حضور تو.......خورشید تن طلاییه
وفتی تو هستی پیش من......ببین چه لحظه هاییه!
برنده همیشگی........دنیا رو با تو می برم
ببر من و به پیش عشق.......که از همه تنها ترم
حس من و ورق بزن........مثل کتاب مدرسه
جونشو عشق میده به تو.......وقتی که از راه برسه
بذار دل ساده من.......به خاطر تو بشکنه!
همون دلی که عاشقو.............همیشه پا پیچ منه
با موندنت از من بگیر................دخمه تاریک منو
بذار رو پوست من یه شب........حریر بارون شدنو
اون که یه بار اومد و رفت........نمک به زخم من زده
خسته میشم که بیکسی........من و بدست شب بده!


