تبليغاتX
زیر باران در پناه تاریکی
زیر باران در پناه تاریکی
بی تو میمیرم میان اشکها و این مردن انتهایی نخواهد داشت
                                                               ترانه سرا: داریوش حاجبی

ای به انتها رسیده.....توی بیراهی موجود

باور ما اشتباه و..... اولین گناه ما بود

اگه حرفها همه کهنه........حرف تازه ای نمونده

تو دلم حسرت بارون.......ولی ناگفته، نخونده

راه ما گمشدنی نیست.....اگه راهی تازه باشه!

توی بن بست تفاهم......راه همصدایی وا شه!

صفحهء سپید تکرار......توو کتابی نانوشته

حرف بد خواهی انسان......طینت خوب فرشته

خسته بر تختی پُر از خار......رو تن صحرا نشسته

روبرو کابوس تکرار.......روی یک پُل شکسته

راه ما گمشدنی نیست.....اگه راهی تازه باشه!

توی بن بست تفاهم......راه ِ همصدایی وا شه!

تو یه خواب از قفسی باز.......تازه گی ش رها شدن بود

راه موندنم همیشه........رفتن از سلول تن بود

اگه حرفها همه کهنه........حرف تازه ای نمونده

تو دلم حسرت بارون.......ولی ناگفته، نخونده

ارسال در تاريخ 2009/1/2 توسط داریوش حاجبی
                                                             ترانه سرا: داریوش حاجبی

ای که تسبیح تو سوگند برام..............تو شراره های آفتاب منی

من به عشق تو همیشه زنده ام......تو فقط فرشته خواب منی

خیلی وقته دیگه بارون نزده..........رنگ عشق به کوچه هامون نزده

قطره های رو تن پنجره ها..........مثل بارون ِ تو چشمای منه

خیلی وقته دیگه بارون نمیاد........وقتشه دوباره بارون بزنه

خیلی وقته دیگه بارون نزده..........رنگ عشق به کوچه هامون نزده

ای تو تنها تابش شبهای من.........این منم با حس قعر بی عبور

تو رو کم دارم و اینجا بی صدا.......تو رو فریاد میزنم از راه دور

آتشی توی دلم شعله زده.........شعله ی حقیقتی جاری شده

عشق تو توی تموم زندگیم......یه چراغ راه بیداری شده

خیلی وقته دیگه بارون نزده..........رنگ عشق به کوچه هامون نزده

 

ارسال در تاريخ 2008/12/31 توسط داریوش حاجبی
قالب وبلاگ