تبليغاتX
زیر باران در پناه تاریکی
زیر باران در پناه تاریکی
بی تو میمیرم میان اشکها و این مردن انتهایی نخواهد داشت
                                                            ترانه سرا: داریوش حاجبی

یک زمزمه ی مبهم.......شعری التماس آمیز

در سینه ی شب باقی....طعم بوسه ی پاییز

یک اشک و هزار فریاد....آهی که نمیپوسه

از بیم فروپاشی......شبنم تو رو میبوسه

ای هق هق بارونی.........گریه هامو ویرون کن

از دایره ی عشقت........تشویشمو بیرون کن

در عصر شقایق سوز.....بیگانه تر از من نیست

بارونی که یخ بسته......همسایه ی دامن نیست

آه از یه نگاه برخاست....مارو که بهم میدوخت

عشقی به دلم رو کرد....ساده شعله می افروخت

ای هق هق بارونی.........گریه هامو ویرون کن

از دایره ی عشقت........تشویشمو بیرون کن

پیوسته به خاموشی.....با پیرهنی خون آلود

تسخیر شب پرواز......تسخیر رهایی بود

مهتابی که شب پوشه....با کوچه در اُفتاده

بیهوده نشو پر پر.....در یک قفس ساده

ای هق هق بارونی.........گریه هامو ویرون کن

از دایره ی عشقت........تشویشمو بیرون کن

 

ارسال در تاريخ 2009/1/16 توسط داریوش حاجبی
                                                              ترانه سرا: داریوش حاجبی

آخر جاده ی متروکه به بن بست میرسه

نگران نباش که خورشید پشت ابر زندونیه

باید و نبایدی توی کتاب نوشته شد

با " سه قطره خون " اگه توی کتاب مهمونیه

من شبیه هرچه هستم باز تو معنای منی

من و تو ماییم و اما تو یه صبح روشنی

نگران نباش اگه رنجمو نادیده گرفت

اون کسیکه تن چشمه ها رو آتیش میزنه

تن یک قایق و  توو دریای طوفانی شکست

میگه « بیرحمی »  همین لایق دوست و دشمنه

من شبیه هرچه هستم باز تو معنای منی

من و تو ماییم و اما تو یه صبح روشنی

نگران نباش اگه فرصت باز کردن چتر

زیر بارون و بتو زنجیر ظلمت نمیده

نگران نباش اگه تن درخت بریده شد

دیگه راه نابرابری به آخر رسیده

من شبیه هرچه هستم باز تو معنای منی

من و تو ماییم و اما تو یه صبح روشنی

ارسال در تاريخ 2009/1/13 توسط داریوش حاجبی
                                                             ترانه سرا: داریوش حاجبی

 

یه نفس مونده به شب..........یه مسافر توی راه

یک سبد واژه ی غم..........رو تن تخته سیاه

اگه بارونی شدی......تو ببار به لحظه های خالی ِ سکوت من

به اسارت تنم........به همون قصه ی ناگفتنی  ِ سقوط من

سفری به کودکی.....خواب شیرین سفر

دیدن نادیده ها......یه امید زودگذر

تو دلت تنگه از این......خاطرات ِ ابدی

از همین بیهودگی.....از همین بی مقصدی

اگه افسانه شدی.....بنویس نام تو بر دفتر خاک آلوده ام

همه جا صدا بزن......بگو من راز کهنسال یه قصه بوده ام

میدونم که قاصدک.....خبر گمشدن یه قصه رو نمی بره

تن گُر گرفته ات.....از ترانه های سبز دفترم بی خبره

خیلی وقته قصه ی اسب سفید کهنه شده

از توو گلدون اشک کاغذی که چیدن نداره

توی سرزمین تاریکی که نور جون میکنه

دیگه هیچ شاپرکی حس پریدن نداره

ارسال در تاريخ 2009/1/12 توسط داریوش حاجبی

Image and video hosting by TinyPic

مهدی خواننده ای از نسل جوان ایران

ترانه:  فاصله

این ترانه با صدای مهدی  از وبلاگ در حال پخش است.

برای مهدی عزیزم بهترین ها را آرزو  دارم.

ارسال در تاريخ 2009/1/11 توسط داریوش حاجبی
قالب وبلاگ