ترانه سرا : داریوش حاجبی
ای تو فارغ از غم ستاره های گمشده......بگو کِی حقیقت و چشم ترم بهت نگفت ؟
چرا آسمون نبود آبی و آفتابی نشد.......لحظه ایی که خاکم از پای تو تازه میشکُفت ؟
عهدی که بین من و تو با ترانه میشه بست
میشه با بوسه ی تنهایی ِ بارونی شکست
بوی اقیانوس عشق بوی گل اقاقیه........ شرط تو برای بارون شدنم عاشقیه
وقتی که خیره شدن پوست نگاه و میکنه....هر نگاه من مث ِ نبودنم عاشقیه
خنده ی تلخ من و به پای گریه هام نذار.....این دگرگونی رو توو چشم غریبم میشه دید
تو یه آمیزه ای از بودن و مشق آخری.......این و میشه با غزلهای صدای تو شنید