
ترانه سرا : داریوش حاجبی
مادر برام قصه بگو..........امشب که خاموشه چراغ
امشب که بارون میزنه.....رو تن یاس توی باغ
عروسکی برام بخر....بذار کنار تخت من !
ببین که عکس بچگی م.....افتاده گوشه ی اتاق
مادر برام قصه بگو.......از روز آفریدنم
بگو که من عزیزم و........دختر خوب تو منم
محدوده ی نگاه تو........یعنی بهشت محض من
مادر برام قصه بگو.....از رور آزادی «زن»
یک اسم برجسته و خوب.........رو کاغذ کبودمی
تو راز بودن من و.........تندیسی از وجودمی
یادم نیآر، یادم نیآر......عذاب هر شکستن و !
وقتی که دربدر شدم .........غمهای کهنه من و !
نگو که بی خیال بشم......گذشته رفته زیر خاک
به جُرم بودنم نگیر.........امید فردا بودن و !
محدوده ی نگاه تو........یعنی بهشت محض من
مادر برام قصه بگو.....از رور آزادی «زن»
زُل میزنم به گوشه ای.........راه فرار من کجاس؟
میون قطره های اشک.......مردن من بی انتهاس


