ترانه سرا: داریوش حاجبی
ای نسیم رهگذر، از تو چه پنهون
از نگاه سبز یاس تو، سپیدم
هر نفس با حس جون کندن عاشق
عاشقی رو من در آغوشم کشیدم
دیگه از دست من و ترانه هام خسته تویی
دیگه از شنیدن بُغض صدام خسته تویی
حس عشقی کهنه در منه که مثل ِ
گریه سر دادن تو وقت سفر بود
با من اما هر کجا، از هر غریبه
دل دریایی تو غریبه تر بود
کلبه ای از خشت کاغذهای بی رنگ
عابری با دستای خالی و لرزون
ذورقم شکسته وُ تا گریه کردن
یه غزل مونده تا دریاچه ی بارون
دیگه از دست من و ترانه هام خسته تویی
دیگه از شنیدن بُغض صدام خسته تویی
در سکوت ناتموم خواب تردید
حسرت آغوش سوزنده ی خورشید
آب گِل آلود و تن دریا گِل آلود
شعله های سرد آتشگاه امید
دیگه از دست من و ترانه هام خسته تویی
دیگه از شنیدن بُغض صدام خسته تویی
ارسال در تاريخ 2009/5/15 توسط داریوش حاجبی


