ترانه سرا: داریوش حاجبی
جشن شب
گمون کردم تو رو در خواب دیدم تو رو یا در دل مهتاب دیدم
نمیدونم کجا بودم که هر شب لب ساحل تو رو در آب دیدم ؟
چرا وقتی که غربت خونه ام بود من و به جشن شب مهمون نکردی؟
چرا وقتی که سوختم از جدایی تو مرگ و واسه من آسون نکردی؟
ببین عکس من و تو دفتر عشق! همون عکسی که از تو میدرخشه
حالا که عاشق و عاشق ترینم میخوام از قلب تو من و ببخشه
تو رفتی قلب من دیوونه تر شد برای تو لباس پاره پوشید
واسه عشقت تو آغوش زمین بود تن خاکی این زمین و بوسید
چرا سینه که مالامال غم بود من و با خنده آشنا نکردی؟
چرا وقتی که فریاد می کشیدم من و دریا رو همصدا نکردی؟
همون وقتی که دریا گریه میکرد لب ساحل به مو جها خیره بودم
صدای من تو دریا زیر آب مرد همون لحظه که سرد و تیره بودم
نوشته شده توسط داریوش حاجبی در 2008/2/25 ساعت 4:17 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

مدیریت وبلاگ:
داریوش حاجبی
نویسنده و ترانه سرا
تمام حقوق مربوط به محتوای وبلاگ متعلق به داریوش حاجبی است ® 2001 - 2008
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY