ترانه سرا: داریوش حاجبی
خاک زیر پا
یه اشکم تو چشات امروز زمینی زیر پای تو
همینم من که میبینی رفیق گریه های تو
پر از اندوه دیروزه کلام تلخ امروزم
ببین هر ثانیه هر دم به دست غصه میسوزم
برای کوچ من هنگام رفتن
به ابر تن سیاه شب نظر کن!
برای همنفس بودن یه لحظه
به لحظه های تنهایی سفر کن!
پر از اندوه تکرارم سرا پا خسته - ناباور
نفس تو سینه میمیره من و همخونه کن آخر
ببین مرگ من و هنگام وحشت
سراپا غرق اندوه و تباهی
همیشه ریشه از عشقت گرفتن
تو قلبم چشمه های بیگناهی
صدایی بی صدا دارم تو سینه غصه ها دارم
پیامی با لب بسته میون قصه ها دارم