ترانه سرا: داریوش حاجبی
نیاز
نياز من تويی اما چه حاصل که از تو دورم و تنهای تنهام
برای لمس شعر همصدايی فقط يه بوسه از دست تو ميخوام
چرا اين دست پینه بسته بی تو تو دست خاک يه کوير تنهاس؟
تو دريا موج يه شعر غريبم ولی قلبم يه ماهی گير تنهاس!
تو آفتابی برام اما تن تو یه ذره از تن یه سایبونه
هنوز از ظلمت شب می گریزم دلم از دست غصه نیمه جونه
تو دريايی که آهنگ ترانه س تن من قايق و تو ناخدايی
در امتداد لحظه های تاریک منم افسون نور و روشنايي
چرا پشتی که بی پناه هر بار صليب آهنين رو شونه هاشه؟
يه بغضی تو گلوشه تا هميشه رفيق باد و بارون گونه هاشه؟