ترانه سرا: داریوش حاجبی
حرف اول و آخر
کاشکی قلبم درد پنهونی نداشت ابر پاییزی بارونی نداشت
قصه گوی قصه های شهرعشق از غمت چشمای گریونی نداشت
من غبار روی آیینه ی تو شبنم روی یه گلبرگ تنت
موندم اما توی این شهر غریب به امید لحظه ی رسیدنت
پنجره بسته ولی خونه شده
خونه ی عطر گل نیلوفری
حرف اول توی ذهن من تویی
توی ذهن من تو حرف آخری!
چیدن واژه اگه حقیقته این حقیقته که بی تو میشکنم
اگه زخم من یه زخم کهنه نیس اونکه بی تو کهنه میمونه منم
با تبسم های شور انگیز تو به تن ستاره راهی میزنم
تو برام جاذبه ی شکفتنی با تو هرجا عاشق شکفتنم