ترانه سرا: داریوش حاجبی
جشن آرزو
خزون و يه گل خشک و تن شکسته ی گلدون
يه ديوار و شبی دلگیر يه زندونی و يک زندون
لبم خاموش و بی لبخند که سامونش تويی امشب
يه جشن آرزو بر پا که مهمونش تويی امشب
نگو هرگز نمی آيی بمون با من همين يکبار
فرار من تماشايی س فرار از دامن تکرار
سرانجام صدای من سرانجام حقيقت هاس
حقیقت ها نمیمیرن به زانو پشت به یک دیوار
چه دردی بد تر از این درد که دور از تو به جا موندم!
که افسوس خسته و مایوس بدون همصدا موندم
لبم خاموش و بی لبخند که سامونش تويی امشب
يه جشن آرزو بر پا که مهمونش تويی امشب