ترانه سرا: داریوش حاجبی
وقتی که شب سر میزنه باد زمستونی میآد
تو دفتر خاطره هاش گلهای کاغذی میخواد
داغم و تازه میکنه وقتی که بارون میزنه
دستم به تو نمیرسه اما که یادت با منه
تو اومدی تا عاشقی به خواب من سفر کنه
از باغ یاس آرزو م غم ها رو دربدر کنه
وقتی ستاره پشت ابر های زمستون گم میشه
دلم میخواد یکی بیاد چشمام و خیس و تر کنه
تو اومدی تا قلب من پر از شکوفه ها بشه
تو ی غروب حادثه با خنده آشنا بشه
تو اومدی تا چشم من هوای زیبایی کنه
دنیای غمگین من و شیرین و رویایی کنه
نوشته شده توسط داریوش حاجبی در 2007/11/21 ساعت 13:41 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

مدیریت وبلاگ:
داریوش حاجبی
نویسنده و ترانه سرا
تمام حقوق مربوط به محتوای وبلاگ متعلق به داریوش حاجبی است ® 2001 - 2008
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY